بازگشت به http://farsi-sare.khorshidvash.com

 
 
 
 
 
نوروز

 

 

فهرست

 

دیباچه

1. افسانه ی نوروز

2. سرگذشت روز برگزاری نوروز

3. سفره ی هفت سین

4. کارهایی که در نوروز انجام می شود:

4-1.  در گذشته

4-2.  امروزه

5. شادباش گویی نوروز

 

 

  

دیباچه

"نوروز" نخستین روز از نخستین ماه سال است؛ هنگامی که شکوفه ها باز و برف کوه ها آب می شود. شب و روز برابرند (هر دو 12 ساعت) و خوش آیندترین آب و هوای سال تن آدمی را می نوازد. معنی نوروز "روز نو" (روزگار نو و جدید) است و یکی از چرایی هایی که برای این نام گذاری گفته اند آن است که این روز نخستین روز از بهار است و درواقع به خاطر تازگی و از نو سبز شدن و زنده شدن گیاهان و طبیعت انگار که "روزگاری نو" پدید آمده است و زندگی از نو آغاز شده است. باید هشیار بود که "نوروز" یک جشن باستانی است و نباید آن را جشن سال نو دانست. در واقع سال نو به دستگاه سال شماری و ماه شماری هر کشوری بستگی دارد؛ برای نمونه سال نوی مسیحیان در زمستان است و سال نوی تازیان همواره در حال چرخیدن در فصل های گوناگون و این که سال نوی ما با جشن نوروز در یک زمان رخ می دهد نباید ما را به گژپنداری کشاند و "نوروز" را جشن سال نو همان گونه که در میان دیگر مردمان جهان مرسوم است بپنداریم. چرایی برگزاری نوروز، همان گونه که داستان ها و نوشته های کهن، به ما می گویند نه آن است که سال نو شده است و برای نمونه 1385 شده است 1386، دلیل درستش آن گونه که یکی از داستان ها به ما می گوید "زایش و باروری طبیعت" است؛ و این که ما ایرانیان آغاز سال نو را با آغاز باروری طبیعت (نوروز) همزمان کرده ایم دلیل دیگری است بر سرشتگرا (بنیادگرا، اصل گرا) بودن ما.

ایرانیان پیش از اسلام زرتشتی بودند و در دین زرتشتی (مزدایی) جشن های بزرگ و باشکوه بسیاری که هر یک نشانی از سپاسگزاری از خداوند بزرگ بوده است برگزار می شده است مانند: "نوروز"، "یلدا"، "فروردینگان"، "اردیبهشتگان"، "خوردادگان"، "تیرگان"، "امردادگان"، "شهریورگان"، "مهرگان"، "آبانگان"، "آذرگان"، "دیگان"، "بهمنگان"، "سپندارمذگان"، "سده"، "چهرشنبه سوری" و ... که پس از تاخت و تازهای بی رحمانه ی تازیان (عربان) و مغول ها و فرهنگ سوزی و کتاب سوزی آنها تنها "نوروز"، "یلدا" و "چهارشنبه سوری" هنوز هم زنده و پابرجا هستند و با شکوه گذشته برگزار می شوند، به ویژه "نوروز" که همگان را به شور و هیجان وا می دارد. خوشبختانه جشن های "سده"، مهرگان" و "سپندارمذگان" دارند جای خود را در میان جوانان ایرانی باز می کنند و شادابی را برای ایرانیان به ارمغان می آورند.

بالا

 

افسانه ی نوروز

در نَسک (کتاب) های کهن پارسی افسانه ها و پیشینه های گوناگونی درباره ی چگونگی هستی یافتن "نوروز" نوشته شده است که یکی از آن ها بیش از دیگر پیشینه ها از سوی کارشناسان پذیرفته شده است و آن را دلیل برگزاری این جشن از سوی ایرانیان، و مردمانی که در ارتباط فرهنگی با ایرانیان بوده اند، می دانند. آن را در اینجا می خوانیم:

سال های بسیار دور "جمشید شاه" که یکی از بزرگ ترین پادشاهان اساتیری ایران است و در شاهنامه ی فردوسی پاکزاد جایگاهی ویژه دارد تصمیم به جهان گردی و گردش در زمین می گیرد. هنگامی که به "آذرپادگان" (=آذربایجان) می رسد بامدادان (در هنگام سحر) دستور می دهد تا بر روی یک جای بلند تختی زیبا رو به خاور (=شرق) جای دهند و او خود نیز تاجی زیبا بر سر گذاشت و بر آن تخت نشست. هنگامی که خورشید برآمد و نورش به آن تاج و تخت زیبا افتاد، شید (شعاع نور) بسیار خیره کننده ای از انعکاس نور خورشید، که به آن تاج و تخت خورده بود، به وجود آمد. مردمان هم که از این رویداد بسیار شادمان و هیجان زده شده بودند فریاد زدند "نوروز" یعنی "روزگار نو" و آن روز را به جشن و پایکوبی پرداختند و از آن پس برای زنده نگه داشتن نام و یاد آن روز هر سال در همان روز به جشن و شادمانی می پرداختند و می پردازند.گفتنی است که نام "جمشید" شاه در آغاز "جم" بوده است و پس از این رویداد پسوند "شید" که در فارسی به معنی "شعاع نور" است به نام او افزوده اند.

این داستان را از زبان فردوسی شنیدن خوش تر است:

به فر کیانى یکى تخت ساخت --- چه مایه بدو گوهر اندرنشاخت

که چون خواستى دیو برداشتى --- ز هامون به گردون برافراشتى

چو خورشید تابان میان هوا --- نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد برِ تخت اوى --- فرومانده از فرهء بخت اوى

به جمشید بر گوهر افشاندند --- مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فَرْوَدین --- برآسوده از رنج تن دل ز کین

بزرگان به شادى بیاراستند --- مى و جام و رامشگران خواستند

چنین روز فرخ از آن روزگار --- بمانده از آن خسروان یادگار

 

دیگر چرایی برگزاری این جشن چنین است:

در روزگاران تهمورس شاه، آیین صابئیه رواج و رونق بسیار داشت، چون شاهنشاهى به جمشید شاه رسید  آیین را به  ایزدپرستى دگرش داد... و نامید این روز را نوروز و جشن گرفت... و گویند در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و از آن خورده شد و آبش پرآوازه گردیده و شکر از آن ساختند، بنابراین در روز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن شیرینی ها ساختند و خوردند و هنوز آن رسم برجای است.

بالا

 

سرگذشت روز برگزاری نوروز

ایرانیان باستان (پیش از روزگار ساسانى و به هنگام تدوین بخش نخست اوستا) جشن نوروز را در آغاز بهار هر سال و آغاز برج بره (برج حمل) برپا مى داشتند. در روزگار ساسانیان موسم این جشن با گردش سال تغییر مى کرد و در آغاز فروردین هر سال نبود، بلکه مانند عید فطر مسلمانان در فصل های گوناگون گردش مى کرد. در نخستین سال تاریخ یزدگردى (آغاز به تخت نشستن یزدگرد واپسین شاه ساسانى) جشن نوروز همزمان بود با شانزدهم حزیران رومى (ماه ژوئن فرنگى) و کمابیش در نخستین روزهای تابستان. از آن پس هر چهار سال یک روز این جشن عقب تر ماند و در حدود سال 392 ه‍ . ق. نوبت جشن نوروزى به اول حمل رسید و در سال 467 ه‍ . ق. نوروز به بیست وسوم برج ماهی (برج حوت) افتاد، یعنى 17 روز مانده به پایان زمستان. در این سال به فرمان سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقى ترتیب گاهنامه (تقویم) جلالى نهاده شد و بر پایه ی  آن موقع جشن نوروزى در بهار هر سال هم زمان با تحویل آفتاب به برج حمل تثبیت شد و از این رو مقرر شد که هر چهار سال یک روز بر شمار روزهای سال بیفزایند و سال چهارم را 366 روز به شمار آورند و پس از هر 28 سال (یعنى گذشتن هفت دوره ی چهارساله) چون دوره ی چهارساله ی هشتم فرارسد به جاى آنکه به آخرین سال این دوره یک روز بیفزایند، این روز را به نخستین سال دوره ی بعد یعنى دوره ی نهم بیفزایند. بدین ترتیب سال جلالى نزدیکترین سال هاى جهان شد به سال خورشیدی که 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه است.

بالا

 

سفره ی هفت سین

ایرانیان از روزگاران بسیار دور ( حتی پیش از 2000 سال پیش) در هنگام نوروز سفره ای دربردارنده ی خوراکی ها و نمادهای گوناگون را درست می کردند که امروزه نیز با آن که دگرگونی هایی در آن راه یافته است باز هم همه ی مردم آن را در هنگام نوروز درست می کنند.

امروزه در ایران و کشورهای نزدیک آن که چند صد سال بخشی از ایران و پادشاهی ایران بوده اند و فرهنگ پربار آریاییان را به ارث برده اند (مانند تاجیکستان، افغانستان و ...) جشن نوروز با شکوه و جلوه ی ویژه ای برگزار می شود. به ویژه در ایران که خاستگاه نوروز است.

در این روز در هر خانه سفره ای با نام "سفره ی هفت سین" را درست می کنند که در آن هفت خوراکی که نماد مزه های گوناگون هستند چیده می شود؛ نام آن ها چنین اند:

 1. سیر   2. سنجد   3. سمنو   4. سیب   5. سماق   6. سرکه   7. سبزه

که هفتمین نماد (سبزه) بیشتر نماد سبزی و خرمی و یادآوری فرارسیدن بهار است تا شناسای یک مزه. در کنار این هفت نماد خوراکی ها، نمادهای دیگری تیز در این سفره جای داده می شود که چنین اند:

1. دو ماهی درون تنگ آب   2. تخم مرغ   3. انار   4. سکه ی تازه ضرب شده   5. نارنج   6. قرآن

در کنار این ها آینه، گلاب، آرد، نان، نقل و شیرینی هم در این سفره جای دارد. در زیر مفهوم این نمادها، به کوتاهی، آورده شده است:

(گفتنی است آن هفت خوراکی که نماد مزه ها بودند نماد چیزهای دیگری نیز هستند که در اینجا گفته می شود)

 

     1.           سفره ی هفت سین:

     به عنوان شگون و افزایش خیر و برکت در دارایی است.

     2.           قرآن:

قرآن نماد اشویی (تقدس) و پاکی است. (البته قرآن که کتاب آسمانی مسلمانان است پس از آمدن اسلام به ایران و پذیرفتن آن از سوی ایرانیان به "سفره ی هفت سین" افزوده شده است و این نشان دهنده ی آن است که ایرانیان تا چه اندازه نوروز را گرامی و ارزشمند می دانند که "قرآن" را که اشوترین کتاب ایرانیان مسلمان است به عنوان تکمیل کننده و پاک کننده ی این سفره (که نماد برکت و شگون است) به آن افزوده اند.)

 

     3.           سبزه

      نماد زیبایی و خرمی و یادآوری فرارسیدن بهار است.

 

     4.           ماهی

     چرخش ماهی در تنگ آب نشان دهنده ی چرخش زندگی است.

 

     5.           دو تا بودن ماهی ها

      نشانه ی پایبندی هَموَندان (اعضای) خانه به هم، و دوری از جدایی از هم است.

 

     6.            تخم مرغ

نشانه ی نطفه و نژاد است – روز نخست سال جشن آفرینش آدمی است. گفتنی است که به باور ایرانیان و برخی از دیگر مردمان جهان نخستین آدمی در خستین روز بهار، که همان "نوروز" است، آفریده شده است.

 

     7.           سَمَنو

نماد شادابی و تازگی جوانه های تازه رسیده است. گفتنی است که از مواد اولیه ی ساخت سمنو جوانه های تازه رسیده ی گندم است.

 

     8.           سنجد

به معنی اجام سنجیده ی کارهاست.

 

     9.           سیب

میوه ی با رمز و راز عشق و خوشبختی و تندرستی است و نیز نشانه ی دوستی و برکت.

 

    10.       انار

زیباترین و بهترین تصویر زایش است.

 

    11.       سماق

نشانه ی ماینه روی است، چون هم سردی دارد و هم گرمی.

 

    12.       سیر

دورکننده ی گرسنگی

 

     13.       سرکه

دورکننده ی ترش رویی

 

     14.       سکه ی تازه ضرب شده

برای برکت، دارایی و دارندگی است.

 

     15.       نارنج

مانند زمین گرد است و در ظرف آبی همراه با دانه های اسپند، که برای ایرانیان اشویی (مقدس) است، جای دارد.

 

 بالا

 

 

کارهایی که در نوروز انجام می شود: 1. در گذشته   2. امروزه

1. در گذشته

 به طورکلى از مراسم نوروز در دربار شاهنشاهان هخامنشى و اشکانى دانش دقیقى در دست نیست، ولی از آداب برگذارى جشن نوروز در روزگار ساسانیان داده های گرانبهائى داریم، اینک کوته نوشتی از آن: در بامداد نوروز شاهنشاه جامه اى که معمو از برد یمانى بود بر تن مى کرد و زینتى بر خود استوار مى فرمود و به تنهائى در دربار حاضر مى شد و شخصى که گام او را به فال نیک مى گرفتند به پیشگاه شاه می آمد. خیام گوید: آئین پادشاهان ایرانی از گاه کیخسرو تا به روزگار یزدگرد که آخرین پادشاه ساسانی بود چنان بوده است که در روز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش پادشاه آمدى با جام زرین پُرمى، و انگشترى و درمى و دینارى خسروانى و یک دسته خوید سبز رسته و شمشیرى و تیر و کمان و دوات و قلم و اسبى و غلامى خوبروى، و ستایش نمودى و نیایش کردى او را به زبان پارسى به عبارت ایشان. چون موبد موبدان از آفرین بپرداختى پس بزرگان دولت درآمدندى و خدمت ها پیش آوردندى. آفرین موبد موبدان به عبارت ایشان: «شها، به جشن فروردین، به ماه فروردین، آزادى گزین، به روان و دین کیان، سروش آورد تو را دانائى و بینائى به کاردانى، و دیر زى و با خوى هژیر، و شاد باش بر تخت زرین، و انوشه خور به جام جمشید و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکارى و ورزش و داد و راستى نگاه دار، سرت سبز باد و جوانى چو خوید، اسبت کامکار و پیروز، و تیغت روشن و کارى به دشمن، و بازت گیرا و خجسته به شکار، و کارت راست چون تیر، و هم کشورى بگیر نو، بر تخت با درم و دینار، به پیشت هنرى و دانا گرامى و درم خوار، و سرایت آباد و زندگانى بسیار». چون این بگفتى چاشنى کردى و جام به پادشاه دادى، و خوید در دست دیگر نهادى و دینار و درم در پیش تخت او بنهادى، و بدین آن خواستى که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول دیدار چشم بر آن افکنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانى بمانند و آن بر ایشان مبارک گردد، که خرمى و آبادانى جهان در این چیزهاست که پیش شاه آوردندى. (نوروزنامه ص 18). در هر یک از روزهای نوروز پادشاه بازى سپید پرواز مى داد و از چیزهائى که شاهنشاهان در نوروز به خوردن آن تبرک مى جستند اندکى شیر تازه و خالص و پنیر نو بود، و در هر نوروزى براى پادشاه با کوزه اى آهنین یا سیمین آب برداشته مى شد، در گردن این کوزه قلاده اى قرار مى دادند از یاقوتهاى سبز که در زنجیرى زرین کشیده و بر آن مهره هاى زبرجدین کشیده بودند، این آب را دختران دوشیزه از زیر آسیابها برمى داشتند. (المحاسن و الاضداد ص 234). به روایت جاحظ: چون نوروز به شنبه مى افتاد پادشاه مى فرمود که از رئیس یهودیان چهارهزار درهم بستانند، و کسى سبب این کار را نمى دانست جز اینکه این رسم بین پادشاهان جارى شده و مانند جزیه گردیده بود. بیست وپنج روز پیش از نوروز در صحن سرای شاهان دوازده ستون از خشت خام برپا مى شد که بر ستونى گندم و بر ستونى جو و بر ستونى برنج و بر ستونى باقلى و بر ستونى کاجیله و بر ستونى ارزن و بر ستونى ذرت و بر ستونى لوبیا و بر ستونى نخود و بر ستونى کنجد و بر ستونى ماش مى کاشتند و اینها را نمى چیدند مگر به غنا و ترنم و لهو. در ششمین روز نوروز این حبوب را مى کندند و میمنت را، در مجلس مى پراکندند و تا روز مهر از ماه فروردین [ 16 فروردین ] آن را جمع نمى کردند. این دانه ها را براى تفأل مى کاشتند و گمان مى کردند که هر یک از آنها که نیکوتر و بارورتر شود محصول آن در آن سال فراوان خواهد بود و شاهنشاه به نظر کردن در جو به ویژه تبرک مى جست. (المحاسن و الاضداد ص 243).

شاه در این روزها بار عام مى داد، و ترتیب آن را به روش های گوناگون نوشته اند:

ابوریحان گوید: آئین پادشاهان ساسان در پنج روز آغازین فروردین [ نوروز عامه ] چنین بود که شاه به روز اول نوروز ابتدا مى کرد و عامه را از جلوس خویش براى ایشان و احسان بدیشان مى آگاهانید، در روز دوم براى کسانى که از عامه رفیع تر بودند یعنى دهگانان و اهل آتشکده ها جلوس مى کرد، در روز سوم ازبراى اسواران و موبدان بزرگ، و در روز چهارم براى افراد خاندان و نزدیکان و خاصان خود، در روز پنجم براى پسر و نزدیکان خویش، و به هر یک از اینان درخور رتبت اکرام و انعام مى نمود، و چون روز ششم فرامى رسید از اداى حقوق مردم فارغ مى شد، از این پس نوروز از آن خود او بود و دیگر کس جز ندیمان و اهل انس و شایستگان خلوت به نزد او نمى توانست برود. (آثارالباقیه ص 219). همچنین در روزهای نوروز نواهائى خاص در خدمت پادشاه نواخته مى شد که مختص همان روزها بود، در بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب مى پاشیدند، و این رسم در سده هاى نخستین اسلامى نیز رایج بوده است، دیگر هدیه دادن شکر متداول بود. نویسندگان اسلامى براى علت این دو امر افسانه هائى چند نقل کرده اند. همچنین در شب نوروز آتش برمى افروختند (بلوغ الارب ج 1 ص 386)، و این رسم تا زمان عباسیان نیز در بین النهرین ادامه یافت و نخستین کسى که این رسم را نهاد هرمزد شجاع پسر شاپور پسر اردشیر بابکان است. (آثارالباقیه ص 218).

نوروز در روزگار حاکمان تازی: در دربارهاى نخستین خلفاى اسلامى به نوروز اعتنائى نداشتند ولى بعدها حاکمان اموى براى افزودن درآمد خود هدایاى نوروز را از نو معمول داشتند. بنى امیه هدیه در عید نوروز را بر مردم ایران تحمیل مى کردند که در زمان معاویه تعداد آن به پنج تا ده میلیون درم بالغ مى شد. (تمدن اسلامى تألیف جرجى زیدان ج 2 ص 22). و امیران ایشان براى جلب منافع خود مردم را به اهداء تحف دعوت مى کردند، نخستین کسى که در اسلام هدایاى نوروز و مهرگان را رواج داد حجاج بن یوسف بود، اندکى بعد این رسم نیز از طرف عمربن عبدالعزیز به عنوان گران آمدن اهداء تحف بر مردم منسوخ گردید. (بلوغ الارب ج 1 ص 387). ولى در تمام این مدت ایرانیان مراسم جشن نوروز را برپا مى داشتند. در نتیجه ی ظهور ابومسلم خراسانى و روى کار آمدن خلافت عباسى و نفوذ برمکیان و دیگر وزراى ایرانى و تشکیل سلسله هاى طاهریان و صفاریان، جشن هاى ایرانى دوباره رونق یافتند، گویندگان درباره ی آنها قصاید پرداختند و نویسندگان مانند حمزه ی اصفهانى مؤلف «اشعار السائرة فى النیروز و المهرجان» آنها را مدون ساختند. (آثارالباقیه ص 31). آثار و قراینى در دست است که پس از اسلام همواره جشن نوروز برپا مى شده است و مراسم آن با تصرفاتى و تغییراتى از روزگارى به روزگار دیگر منتقل گردیده است، تا اکنون که نوروز بزرگترین جشن ملى ایرانیان به شمار می آید. (نقل به اختصار از فرهنگ فارسى معین).

 

در زیر چند بیت از انبوه چکامه هایی که بزرگان چکامه سرا و ادیب ایران زمین در ستایش نوروز سروده اند آورده شده است:

 

چون سپرم نِهْ میان بزم به نوروز --- در مه بهمن بیار و جان عدو سوز. رودکى.

سپاهى که نوروز گرد آورید --- همه نیست کردش ز ناگه شجام. دقیقى.

آمد نوروز و نو دمید بنفشه --- بر ما فرخنده باد و بر تو فرخشه. منجیک.

نوروز و گل و نبید چون زنگ --- ما شاد و به سبزه کرده آهنگ. عماره.

به نوروز چون برنشستى به تخت --- به نزدیک او موبد نیکبخت. فردوسى.

هم آتش بمردى به آتشکده --- شدى تیره نوروز و جشن سده. فردوسى.

چو خورشید برزد سر از پشت زاغ --- جهان شد از او همچو نوروز باغ. فردوسى.

نوروز بزرگ آمد آرایش عالم ---- میراث به نزدیک ملوک عجم از جم. عنصرى.

نوروز درآمد اى منوچهرى --- با لالهء لعل و با گل حمرى. منوچهرى.

آمدت نوروز و آمد جشن نوروزى فراز --- کامکارا کار گیتى تازه از سر گیر باز. منوچهرى.

نوروز روزگار نشاط است و ایمنى --- پوشیده ابر دشت به دیباى ارمنى. منوچهرى.

امیر به جشن نوروز بنشست و داد این روز بداد. (تاریخ بیهقى ص 544). پس از نوروز چون به نشابور بازرسیم اگر مراد باشد تابستان این توان بود. (تاریخ بیهقى ص 452). و به فرصت بنده مى فرستد با خدمت نوروز و مهرگان. (تاریخ بیهقى ص 242).

ندیدى به نوروز گشته به صحرا --- به عیوق ماننده لاله ىْ طرى را.ناصرخسرو.

نوروز به از مهرگان اگرچه --- هر دو دو زمانند اعتدالى. ناصرخسرو.

از پس خویشت بدواند همى--- گه سوى نوروز و گهى زى خزان. ناصرخسرو.

بر چهرهء گل نسیم نوروز خوش است --- در صحن چمن روى دل افروز خوش است. خیام.

روز نوروز همى گفتم با من باشى --- اى همه روزه چو نوروز دلفروز پدر. سوزنى.

تا که شد نوروز سلطان فلک را میزبان --- عاملان طبع جان بر میزبان افشانده اند. خاقانى.

طبع مراست جان تهى تحفهء سخن --- نوروز راست جان تهى باد نوبهار.خاقانى.

خیز به شمشیر صبح سر ببُر این مرغ را --- تحفهء نوروز ساز پیش شه کامیاب.خاقانى.

ز بس نارنج و نار مجلس افروز --- شده در حقه بازى باد نوروز. نظامى.

جمالش باد دایم مجلس افروز --- شبش مواج باد و روز نوروز. نظامى.

آدمى نیست که عاشق نشود فصل بهار --- هر گیاهى که به نوروز نجنبد حطب است. سعدى.

 

 بالا

 

2. امروزه

در اینجا چگونگی برگزاری "نوروز" در ایران (و نیز کشورهای هم فرهنگ با ایرانیان) امروز را بررسی می کنیم :

در نخستین روز بهار که همان نوروز است جوان تر ها به دیدار بزرگ تر های خانوداه (فامیل) می روند و فرا رسیدن نوروز و بهار نو را به آن ها شادباش می گویند. گفتنی است که در ایران گرامیداشت کهن سال ها از سوی جوان تر ها بسیار فراگیر است؛ از این روست که نخست جوان تر ها به دیدار پیرمردها و پیرزن های خانواده می روند. کهن سال ها هم برای شادباش گویی نوروز و دادن هدیه ی سال نو  به جوان ترها هدیه یا پول نقد می دهند. پس از چند روز کهن سال ها برای آن که آمدن جوان ترها به خانه شان را ارج نهند به خانه ی جوان ترها می روند و نوروز با به آن ها شادباش می گویند. در پارسی زبانزدی داریم که چرایی بازدید از جوان ها توسط پیرمردها و پیرزن ها  را به ما بازمیگوید:  "هر دیدی بازدیدی دارد"؛ مفهوم آن این است که برای ارج نهادن و گرامیداشت آمدن کسی به خانه ی دیگری، آن دیگری پس از چندی به بازدیدش می رود.

این دید و بازدید ها بسته به این که شمار هموندان خانواده چه اندازه باشد تا چندین روز به درازا می کشد و مردم تا روز دوازدهم به بهانه های گوناگون با یکدیگر وعده ی دیدار می گذارند و به شادی می پردازند. در روز سیزدهم همه ی مردم به کوه و دشت و جنگل می روند و تا پایان روز را به گردش در دامان طبیعت می گذرانند. چندین چرایی برای این کار در نَسک (کتاب) های کهن تاریخی نوشته شده است که چشم گیر ترین آن ها چنین می گوید: "ایرانیان از گذشته های بسیار دور چنین باور داشته اند که برای راندن شومی از زندگی خود روز سیزدهم از سال نو را نماد ماه سیزدهم سال بدانند و از خدا بخواهند همه ی سختی ها و شومی هایی که ممکن است در درازای سال رخ دهند در این ماه سیزدهم، که در یک روز کوتاه شده است، روی دهند؛ و برای آن که این شومی ها و سختی ها از خانه و جای زندگیشان دور باشد تا پی آمدهای آن برجای نماند آن یک روز را در کوه و جنگل می گذراندند." این کار یعنی رفتن به طبیعت در روز سیزدهم فروردین ماه "سیزده به در"  (یعنی گذراندن بی آسیب روز سیزدهم) نامیده می شود.

پس از پایان روز سیزدهم همه ی مردم به خانه های خود باز می گردند و خود را برای تلاش در سال نو، که در نوروز از خدا خواسته اند پربار و پربرکت باشد، آماده کنند.

 

بالا

 

شادباش گویی نوروز

 

به یاد داشتن این دو نکته در شادباش گویی نوروز نیکوست:

1. در شادباش گویی "نوروز" گزاره ی "سال نو مبارک" یا "سال نو خجسته باد" را به کار نبرید؛ با این کار نکویی و ارزش نوروز با دگرش 1385 به 1386 در هم می آمیزد.

2. تا آنجا که شدنی است واژه ی "جشن" را به کار ببرید و از به کار بردن واژه ی "عید" بپرهیزید.

 

در زیر چند نمونه از گزاره هایی که می توان در شادباش گویی نوروز به کار برد آورده شده است:

جاهای رسمی تر (به ویژه در نوشتارها):

"نوروز" این جشن اهورایی بر همگان خجسته باد.

جشن نوروز بر شما خجسته باد.

نوروزتان پیروز.

نوروزتان خجسته باد.

 

جاهای خودمانی تر  (در نزد دوستان):

نوروز رو به شما شادباش می گم.

نوروزتون خجسته (مبارک).

نوروز شاد باشید.

نوروز شاد باش!

نوروز رو شاد باش!

 

نیکوست که که گزاره ی "نوروز شاد باش" یا "نوروز رو شاد باش" را با همیاری هم جایگزین گزاره ی درشت ناک و ناسره ی "عیدتون مبارک" کنیم.

در اینجا چند کارت شادباش که در آن ها این گزاره ها آورده شده اند گذاشته ام:

 

               

 

 بالا

 

 

زمان نگارش: فروردین 86

بازگشت به http://farsi-sare.khorshidvash.com